شهریور 89 خونه مامان سهیلا مهر 89 پارک قیطریه اینم دختر شمالی من.مهر 89 شمال خونه مامان جون این اولین قدمی بود که دختر من برداشت در یک سال و دو ماهگی.6 ابان 89 دینا هر وقت صدای اذان رو میشنید دستاشو میذاشت روی گوشش و میگفت ابر(abbar) دخملم خوابش میاد امروز برای اولین بار رفتیم ارایشگاه سرزمین رویا موهای دینا رو کوتاه کردیمکولی باهاش بازی کردن تا گذاشت موهاشو کوتاه کنن.شب هم با مامان سهیلا که دینا بهش میگه سیدادا و بابایی رفتیم سرزمین عجایب.اذر 89 این عکس پاسپورت دخترمه.دی 89 شمال خونه بابایی اینجا کاشانه رفتیم پیش اسب کوچولوهای عمو مجید دوست بابا رضا.بهمن 89 ...